پوزیتیویسم در اقتصاد اصل مهمی است که از اصول آنهم مهمتر و شاید از مبانی اقتصاد باشد. به این معنی که یک اقتصاد دان خود را اقتصاد ساز هم می داند. و نظریه هایی که می دهد یعنی که اگر حرف مرا بشنوید اقتصاد درست می شود. در حالیکه اقتصاد از مهمترین علومی است که اثبات گرایی را نمی پذیرد و لذا همیشه پیش بینی اقتصاد دانان اشتباه است و اگر هم درستی در کار باشد که داستان ملانصرالدین است که می گوید فردا از دو حال خارج نیست یا باران می آید یا نمی اید! و بالاخره یکی از انها درست از آب در می اید. لذا یک اقتصاد دان ابتدا باید سلبی گرا باشد یعنی هرچه دیگران می گویند نفی کند. به عبارت بهتر اگر باران نیاید همه چیز گران می شود. قحطی و نایابی پیش رو است. اما چه کسی باران می فرستد؟ (من الما کل شی حی) این خداوند است که باران را وسیله زندگی و حیات هر چیزی قرار داده. و لذا هروقت صلاح بداند باران می فرستد. این دروغها که ابر کومولوس و زومولوس و غیره از تبعات اثبات گرایی است یعنی وقتی معما حل شد آسان می شود. بطور مثال امسال برای پاییز اینده هم پیش بینی کم آبی می شود. و مسئولین گفته اند کم آبی در راه است. اما راه حل نداده اند. فقط تقصیر مردم می اندازند که زیاد مصرف نکنید! مردم که مصرفی ندارد آب شرب 3درصد کل آب کشور است. از این سه درصد هم 99درصد مصرف شستشو و استخر و غیره! است. پس چطور ادعا می کنند با مصرف کم مردم عادی آب مدیریت می شود؟ و این از تبعات پوزیتیویسم اقتصادی است. یعنی خود را بجای خدا گذاشته و تصمیم گیری کرده و اعلام می کنند. در حالیکه خداوند با اعزام توفان و آتش بازی در جنگلها و ارسال سیل و غیره مدیریت خود را اعمال می کند. امام صادق می فرماید اگر مسئولان یک کشوری ظالم باشند خداوند هم باران را از انها منع می کند. و چه ظلمی بالاتر از اینکه بجای دعا برای باران به مردم سخت گیری کنند. انسان خلیفه خدا در روی زمین است ولی بقدری سرکش و مغرور است که این راهم اثبات گرایانه معنی کرده! یعنی معاون یا قائم مقامی است که بجای رئیس تصمیم می گیرد و او را حذف کرده است. در حالیکه قائم مقام مانند نی تو خالی است و باید هرچه رئیس می فرماید اجرا کند و خود را هیچ نداند. مثل این است که معاون اول رئیس جمهور فکر کند از وقتی او تعیین شد رئیس جمهور باید در برج عاج بنشیند و بقول بعضی ها تار بزند! این برداشت صهیونیستی از دین هم هست که یهودی های انحرافی گفتند: خداوند دست بسته است! یعنی دنیا را که آفرید، خود را مرخصی داد برای همیشه! در حالیکه قران می فرماید دستهای خودشان بسته باد.(غلت ایدیهم) و خداوند نور است که اگر نباشد هیچ جیز دیده نمی شود. اینکه شما بانک مرکزی و خرانه داری و وزارت اقتصاد درست کنید که بخواهید بگویید من خدا هستم و مشکلات مردم را من حل می کنم. یک طغیان است که با کوچکترین سوزنی باد می دهد.نمونه آن خزانه داری امریکا و اروپا است که بزرگترین بدهکار دنیا هستند. و آنهمه استاد دانشگاه ماساچوست و برکلی و غیره تئوری اقتصاد و بازار آزاد نوشتند یک دیوانه با اجرای تحریم همه آنها را به باد داد. سهم بازاری که سالها بازاریاب های متنفذ آمریکایی در خاورمیانه و مخصوصا بازار ایران ترسیم کرده بودند همگی به صفر رسید. برجام قبل از اینکه یک معاهده سیاسی باشد یک پوزیتیویسم اقتصادی بود که می خواست اقتصاد آمریکا و اروپا را از بن بست خارج کند. اما به دست یک دیوانه دیگر پاره شد. اقتصادی که حاصل آنهمه تئوری پردازی بود زمین گیر شد تا جاییکه55 میلیون زندانی 45میلیون بی خانمان 35میلیون بیکار روی دست آمریکاست
Theory of positivism in economics
Positivism in economics is an important principle that is more important than its principles and perhaps one of the foundations of economics. This means that an economist also considers himself an economist. And the theories that he gives mean that if you listen to me, the economy will be right. While economics is one of the most important sciences that does not accept positivism, and therefore economists' predictions are always wrong, and if it is true, it is the story of Mollansereddin who says that tomorrow is not out of two situations, whether it rains or not! And finally one of them comes out of the water. Therefore, an economist must first be negative, that is, deny everything others say. In other words, if it does not rain, everything becomes expensive. Famine and scarcity are ahead. But who sends rain? It is God who has made rain the means of life and the life of everything. And so he sends rain whenever he sees fit. These lies, which are the consequences of positivism, that is, when the riddle is solved, are eased. For example, this year, water shortage is forecast for next fall. And officials say water shortages are on the way. But they have not given a solution. They just blame people for not consuming too much! People who do not consume drinking water is 3% of the country's total water. Of these three percent, 99 percent are used for washing and swimming pools, etc.! Is. So how do they claim that water is managed by low consumption of ordinary people? And this is one of the consequences of economic positivism. That is, they put themselves in the place of God and make decisions and declare. While God exercises His management by sending storms and fireworks in the forests and sending floods and so on. Imam Sadegh says that if the officials of a country are oppressors, God will forbid them rain. And what greater oppression than to be harsh on people instead of praying for rain. Man is the caliph of God on earth, but he is so rebellious and arrogant that this path has meant positivism! That is, it is the deputy or deputy who decides on behalf of the chairman and removes him. While the deputy is empty like your straw and must do whatever the boss says and does not consider him anything. It is as if the first vice president thinks that since he was appointed president, he should sit in the Ivory Tower and, according to some, blur! This is also the Zionist conception of religion that the deviant Jews said: God is closed! That is, the world he created, he left himself forever! While the Qur'an says that their own hands should be tied. That you create the Central Bank and the Treasury and the Ministry of Economy to say that I am God and I will solve the problems of the people. It is an uprising that blows with the smallest needle. An example is the US and European Treasuries, which are the world's largest debtors. And all those professors at the University of Massachusetts and Berkeley wrote the theory of economics and the free market, and a madman blew them all up by imposing sanctions. The market share that for years had been drawn by influential American marketers in the Middle East, and especially in the Iranian market, all fell to zero. Before it became a political treaty, Burjam was an economic positivist who wanted to break the American and European economies. But it was torn by another lunatic. The economy that resulted from all this theorizing has stalled to the point where 55 million prisoners, 45 million homeless, 35 million unemployed are in the hands of the United States.
نظرية الوضعية في الاقتصاد
الوضعية في الاقتصاد مبدأ مهم أكثر أهمية من مبادئها وربما أحد أسس علم الاقتصاد. هذا يعني أن الاقتصادي يعتبر نفسه أيضًا اقتصاديًا. والنظريات التي يقدمها تعني أنه إذا استمعت إلي ، فسيكون الاقتصاد صحيحًا. بينما يعتبر الاقتصاد من أهم العلوم التي لا تقبل الوضعية ، وبالتالي فإن توقعات الاقتصاديين خاطئة دائمًا ، وإذا كان هذا صحيحًا ، فهي قصة مولانسر الدين الذي يقول إن الغد ليس من حالتين ، سواء كانت تمطر. أم لا! وأخيراً خرج أحدهم من الماء. لذلك ، يجب على الاقتصادي أولاً أن يكون سلبياً ، أي ينكر كل ما يقوله الآخرون. بمعنى آخر ، إذا لم تمطر ، يصبح كل شيء باهظ الثمن. المجاعة والندرة في المستقبل. لكن من يرسل المطر؟ إن الله هو الذي جعل المطر وسيلة الحياة وحياة كل شيء. ولذا فهو يرسل المطر كلما رأى ذلك مناسباً. هذه الأكاذيب التي هي عواقب الوضعية ، أي عندما يتم حل اللغز ، يتم تخفيفها. على سبيل المثال ، هذا العام ، من المتوقع حدوث نقص في المياه في الخريف المقبل. ويقول المسؤولون إن نقص المياه في الطريق. لكنهم لم يقدموا حلاً. إنهم يلومون الناس على عدم تناولهم الكثير! يمثل الأشخاص الذين لا يستهلكون مياه الشرب 3٪ من إجمالي المياه في البلاد. من هذه الثلاثة في المائة ، يستخدم 99 في المائة للغسيل وأحواض السباحة ، وما إلى ذلك! يكون. فكيف يزعمون أن المياه تدار من خلال الاستهلاك المنخفض للناس العاديين؟ وهذه إحدى عواقب الوضعية الاقتصادية. أي أنهم يضعون أنفسهم في مكان الله ويتخذون القرارات ويعلنون. بينما يمارس الله تدبيره بإرسال العواصف والألعاب النارية في الغابات وإرسال الفيضانات وما إلى ذلك. يقول الإمام صادق: إذا كان مسؤولو بلد ما ظالمين ، فإن الله يمنعهم من المطر. ويا له من ظلم أكبر من قسوة الناس على الصلاة من أجل المطر. الإنسان هو خليفة الله على الأرض ، لكنه متمرد ومتغطرس لدرجة أن هذا الطريق يعني الوضعية! أي أن النائب أو النائب هو الذي يقرر نيابة عن الرئيس ويعزله. بينما يكون النائب فارغًا مثل قشاتك ويجب أن يفعل ما يقوله المدير ولا يعتبر نفسه شيئًا. يبدو الأمر كما لو أن النائب الأول للرئيس يعتقد أنه منذ تعيينه رئيسًا ، يجب أن يجلس في برج العاج ، وفقًا للبعض ، طمس! وهذا أيضًا هو المفهوم الصهيوني للدين الذي قاله اليهود المنحرفون: الله مغلق! أي ، العالم الذي خلقه ، ترك نفسه إلى الأبد! بينما يقول القرآن أن أيديهم يجب أن تكون مقيدة. أن تقوم بإنشاء البنك المركزي والخزانة ووزارة الاقتصاد لتقول إني بالله وسأحل مشاكل الناس. إنها انتفاضة تهب بأكبر قدر من الإبرة ، ومثال على ذلك سندات الخزانة الأمريكية والأوروبية ، وهما أكبر المدينين في العالم. وكل هؤلاء الأساتذة في جامعة ماساتشوستس وبيركلي كتبوا نظرية الاقتصاد والسوق الحرة ، وفجرهم رجل مجنون بفرض عقوبات عليهم. انخفضت الحصة السوقية التي كانت تجذب لسنوات من قبل المسوقين الأمريكيين المؤثرين في الشرق الأوسط ، وخاصة في السوق الإيرانية ، إلى الصفر. قبل أن تصبح معاهدة سياسية ، كان برجام اقتصاديًا إيجابيًا أراد كسر الاقتصادات الأمريكية والأوروبية. ولكن تمزقها مجنون آخر. لقد توقف الاقتصاد الذي نتج عن كل هذا التنظير إلى درجة أصبح فيها 55 مليون سجين و 45 مليون مشرد و 35 مليون عاطل عن العمل في أيدي الولايات المتحدة.
په اقتصاد کې د مثبتو نظریه
په اقتصاد کې مثبتیت یو مهم اصل دی چې د دې اصولو څخه ډیر مهم دی او شاید د اقتصاد له بنسټونو څخه وي. دا پدې مانا ده چې یو اقتصاد پوه هم ځان اقتصاد پوه ګي. او هغه تیورۍ چې هغه یې ورکوي پدې معنی دي چې که تاسو ما ته غوږ شئ ، اقتصاد به سم وي. پداسې حال کې چې اقتصاد یو له خورا مهم علومو څخه دی چې مثبتیت نه مني ، او له همدې امله د اقتصاد پوهانو وړاندوینې تل غلط وي ، او که دا ریښتیا وي ، دا د مولانسرالدین کیسه ده څوک چې وايي سبا له دوه حالتونو څخه بهر ندی ، که باران وي که نه! او په نهایت کې یو له اوبو څخه راځي. له همدې امله ، یو اقتصاد پوه باید لومړی منفي وي ، دا دی ، هر هغه څه رد کړئ چې نور یې وایی. په بل عبارت ، که باران ونشي ، هرڅه ګران کیږي. قحطي او کمښت مخ په وړاندې دی. مګر باران څوک لیږي؟ دا خدای دی چې باران یې د ژوند وسیله او د هرڅه ژوند جوړ کړی دی. او له همدې امله هغه باران لیږي کله چې مناسب وګوري. دا دروغ ، کوم چې د مثبتيزم پایلې دي ، دا دی ، کله چې معما حل شي ، اسانه کیږي. د مثال په توګه ، سږکال ، د راتلونکي مني لپاره د اوبو کمښت وړاندوینه کیږي. او چارواکي وايي د اوبو کمښت په لاره کې دی. مګر دوی حل نه دی کړی. دوی یوازې خلک ملامتوي چې ډیر مصرف یې نه کوي! هغه خلک چې د څښاک اوبه نه خوري د هیواد د ټولو اوبو 3 دي. له دې دری سلنه څخه ، 99 سلنه د مینځلو او لامبو حوضونو او نورو لپاره کارول کیږي! دی. نو دوی څنګه ادعا کوي چې اوبه د عادي خلکو ټیټ مصرف لخوا اداره کیږي؟ او دا د اقتصادي مثبتیت یوه پایله ده. دا دی ، دوی ځانونه د خدای په ځای کې اچوي او پریکړې کوي او اعلان کوي. پداسې حال کې چې خدای په ځنګلونو کې د طوفانونو او اور وژنې لیږلو او سیلابونو لیږلو سره خپل مدیریت تمرین کوي. امام صادق وايي که د یوه هیواد چارواکي ظالم وي ، خدای به یې باران ونه کړي. او د باران لپاره دعا کولو پرځای په خلکو د سختۍ کولو څخه لوی ظلم څه شی دی. انسان په ځمکه کې د خدای خلیفه دی ، مګر هغه دومره سرکشه او مغرور دی چې دا لاره د مثبتوزم معنی لري! دا دی ، دا مرستیال یا مرستیال دی چې د رییس په استازیتوب پریکړه کوي او هغه لرې کوي. پداسې حال کې چې مرستیال ستاسو د تنې په څیر خالي دی او باید هغه څه وکړي چې مالک یې وایی او ځان ته هیڅ نه ګوري. دا داسې دی لکه څنګه چې د ولسمشر لومړی مرستیال فکر کوي چې له هغه راهیسې چې هغه ولسمشر ټاکل شوی ، هغه باید په عاجي برج کې ناست وي او د ځینو په وینا ، تیاره! دا د مذهب صهیونیسټ مفهوم هم دی چې منحرف یهودانو وویل: خدای بند دی! دا ، هغه نړۍ چې هغه رامینځته کړې ، هغه ځان د تل لپاره پریښود! پداسې حال کې چې قران وايي چې د دوی خپل لاسونه باید وتړل شي. دا چې تاسو مرکزي بانک او خزانه او د اقتصاد وزارت رامینځته کوئ ترڅو ووایی چې زه خدای یم او زه به د خلکو ستونزې حل کړم. دا یو پاڅون دی چې د کوچنۍ ستنې سره راپورته کیږي. یوه بیلګه یې د متحده ایالاتو او اروپایی خزانې دي ، کوم چې د نړۍ ترټولو لوی پور ورکونکي دي. او د میساچوسیټس او برکلي پوهنتون ټولو هغه پروفیسورانو د اقتصاد تیوري او آزاد بازار لیکلی ، او یوه لیوني د بندیزونو په لګولو سره دا ټول وځورول. د بازار ونډه چې د کلونو لپاره په مینځني ختیځ کې د اغیزمنو امریکایی بازارمندانو لخوا اخیستل شوې وه ، او په ځانګړي توګه د ایران بازار کې ، ټول صفر ته راوتلي. مخکې لدې چې دا سیاسي تړون شي ، برجام یو اقتصادي مثبت و چې غوښتل یې د امریکا او اروپایی اقتصاد مات کړي. مګر دا د بل لیونتیک لخوا ټوټه شوې. هغه اقتصاد چې د دې ټولو تیوریو پایله وه پدې مرحله کې ودریده چیرې چې 55 ملیونه بندیان ، 45 ملیونه بې کوره ، 35 ملیونه بیکاره د متحده ایالاتو په لاس کې دي.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده